الملا فتح الله الكاشاني

203

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه نزديكتر بود بمدينه و آن ريگستانى بود كه در آنجا پاى به زمين فرو ميرفت و آب نداشتيد * ( وَهُمْ ) * و ايشان يعنى دشمنان شما بودند * ( بِالْعُدْوَةِ الْقُصْوى ) * بكنار وادى كه دور از مدينه بود و زمينى محكم بود و بر آب قادر بودند چه بر كنار چشمه فرود آمده بودند و در قصوى اگر چه قاعده قلب و او است به يا چون دنيا و عليا اما به جهت تفرقه ميان اسم و صفت بر حال خود واقع شده و استعمال آن از قصيا اكثر است * ( وَالرَّكْبُ ) * و شتر سواران كاروان يعنى ابو سفيان و اصحاب او بودند * ( أَسْفَلَ مِنْكُمْ ) * زير تر از مكان شما مقدار سه فرسخ چه ايشان در بدر از راه منصرف شده بطريق ساحل عزيمت كردند بدانكه اسفل منصوب بر ظرفية است كه موقع خبر واقع شده و جمله حال است از ظرفى كه قبل از او است و فايدهء آن دلالت است بر قوت عدو و استظهار ايشان بر ركب و حرص ايشان بر مقاتله و توطين نفوس خود بر كثرت خود و بذل منتهاى جهد در محاربه و ضعفشان مسلمانان و استبعاد غيبة ايشان و لهذا ذكر مراكز فريقين فرمود چه عدوه دنيا در ريگستان بود كه پايهاى ايشان فرو ميرفت و بتعب تمام در راه ميرفتند و آب نداشتند بخلاف عدوه قصوى * ( وَلَوْ تَواعَدْتُمْ ) * و اگر وعده ميداديد به يكديگر در محاربه ايشان و حال آنكه ايشان را در كثرت رجال ميدانستيد * ( لَاخْتَلَفْتُمْ ) * هر آينه خلاف ميكرديد * ( فِي الْمِيعادِ ) * در وعده خود از خوف ايشان چه شما اندك بوديد و بى صلاح و ايشان بسيار بودند و همه مسلح و مكمل براى حرب و يا اگر اى مؤمنان با يكديگر هم عهد ميشديد بر قتال كفار قريش خلاف در ميان شما بديد مىآمد و اكثر از بيم و هيبت كفار از عهد برمىگشتيد * ( وَلكِنْ ) * و ليكن خداى جمع كرد ميان شما و ايشان در بدر * ( لِيَقْضِيَ اللَّه ) * تا حكم كند خدا * ( أَمْراً ) * كارى را كه آن * ( كانَ ) * بود * ( مَفْعُولًا ) * كرده شده يعنى كاين در علم او و سزاوار به آنكه كرده شود و آن نصرت اوليا است و قهر اعدا و اعزاز دين اسلام و اذلال كيش كفر * ( لِيَهْلِكَ ) * بدل است يا متعلق بمفعولا يعنى جمع كرده ميان شما تا هلاك شود يا امر خدا كرده مىشود تا هلاك شود * ( مَنْ هَلَكَ ) * هر كه هلاك مىشود * ( عَنْ بَيِّنَةٍ ) * از حجتى روشن كه معاينه آن را بينند * ( وَيَحْيى مَنْ حَيَّ ) * و بزيد هر كه ميزيد * ( عَنْ بَيِّنَةٍ ) * از حجتى هويدا يعنى تا هيچكدام را حجتى و معذرتى نباشد چه واقعهء بدر آيات عظيمه و معجزات باهره است هر كه مشاهده آن كرده او را هيچ حجتى و عذرى نيست خواه كه در آن جنگ بوده است يا نه هلاك و حياة مستعارند براى كفر و اسلام يعنى صدور كفر و اسلام از ايشان بر حجتى واضحه است چه هر كه كافر